خیلی از ما وقتی در کودکی و مدرسه خواندن و نوشتن را آموختیم، دیگر به دنبال پیدا کردن راههای بهتر برای خواندن و مطالعه نرفتیم. ما همچنان با همان روش و شیوهای که سالها پیش یاد گرفته بودیم، مطالعه میکنیم. متأسفانه بعضی از عادتهایی که از آن زمان و حتی بعدها، بهمرور در خود ایجاد کردهایم، چندان مفید نیستند.
پس اکنون بیایید با هم مروری بر عادات مخرب مطالعه داشته باشیم.
عادات مخرب:
- بازگشت به عقب
مانند دنده عقب گرفتن های پشت سرهم باعث میشود ما دیرتر به مقصد برسیم در مطالعه مناسب، چشمهای ما با سرعتی مناسب و ریتمی منظم روی خطوط حرکت میکنند و به سمت جلو پیش میروند. اما گاهی، آگاهانه یا ناخودآگاه، چشمهای ما برای لحظاتی روی یک کلمه ثابت میمانند یا به کلمه قبلی و حتی جملههای قبلتر بازمیگردند. در نتیجه، زمان بیشتری از ما گرفته میشود و سرعت مطالعه کاهش پیدا میکند. به این مثال توجه کنید:
فرض کنید در هر خط، فقط ۲ بار به عقب برگردید و هر بار ۱ ثانیه وقت بگیرد.
هر خط: ۲ ثانیه اضافی هر صفحه (۴۰ خط): ۸۰ ثانیه = ۱ دقیقه و ۲۰ ثانیه
هر کتاب (۳۰۰ صفحه): ۴۰۰ دقیقه = ۶٫۵ ساعت وقت تلفشده!
پس متوجه میشویم که با این عادت منفی، خواندن یک کتاب میتواند ۶ ساعت و نیم زمان اضافه از ما بگیرد. اما آیا این برگشتها واقعاً بد هستند یا خیر؟!
من این بازگشت چشمها را به دو دسته تقسیم میکنم:
۱ – برگشت چشم هوشیارانه: وقتی یک جمله پیچیده را میخوانید و برای فهم بهتر و دقیقتر آن، یک بار به عقب برمیگردید. این نوع بازگشت برای درک مطلب مفید و ضروری است.
۲- دوبارهخوانی وسواسی: وقتی در هر جمله یا هر خط به عقب برمیگردید، چون تمرکز کافی ندارید یا به خودتان اطمینان ندارید. این یک عادت نادرست است و باید کاهش پیدا کند.
قضاوت با خودتان است که بازگشتهای شما از کدام نوع هستند. اگر متنی که میخوانید برای شما جدید، پیچیده یا سنگین است، احتمالاً بازگشتهای شما از نوع اول هستند. اما اگر حتی در یک متن معمولی هم مدام با بازگشت چشم مواجه میشوید، احتمالاً درگیر حالت دوم هستید که باید آن را اصلاح کنید.
سه راهحل اساسی و کاربردی برای حل این مشکل عبارتاند از:
- از یک راهنمای دیداری (انگشت یا خودکار) استفاده کنید: در فصل بعد، بهطور کامل درباره راهنمای چشم صحبت خواهیم کرد.
- دایره واژگان خود را افزایش دهید: کلمههای ناآشنا یکی از دلایل مهم بازگشت چشم هستند. اما چگونه میتوان دایره واژگان را افزایش داد؟ راهحل سوم به شما کمک خواهد کرد.
- زیاد و متنوع بخوانید: هنگامی که در خواندن کتاب تجربه کسب کنید، کمکم مغز شما با ساختارهای مختلف جمله آشنا میشود و میتواند آنها را راحتتر پیشبینی کند.
- مکثهای طولانی (ترمز های مکرر و بیجا نگیرید!)
تحقیقات نشان دادهاند که خوانندگان با مکثهای کوتاهتر، سرعت مطالعه بیشتری دارند. اما این موضوع نیز یک شرط دارد! اجازه دهید با بررسی چند باور رایج، شروع کنیم:
با تمرین، میتوانید توقفها را به صفر برسانید و کل صفحه را یکجا ببینید.
← خیر، متأسفانه این کار غیرممکن است! توقفها برای پردازش اطلاعات ضروری هستند و بدون آنها درک مطلب از بین میرود.
حذف توقفها باعث افزایش سرعت میشود.
← خیر، توقفها قابل حذف نیستند؛ اما میتوان با تمرین، زمان آنها را کوتاهتر کرد یا تعدادشان را کاهش داد.
خب، راهحل چیست؟
- استفاده از راهنمای چشم (انگشت یا خودکار): باعث کاهش پرشهای نامنظم چشم و افزایش تمرکز میشود.
- افزایش دانش زمینهای: اهمیت پیشمطالعه را دستکم نگیرید! وقتی درباره موضوع مورد مطالعه اطلاعاتی داشته باشید، مغز شما کلمات را بهتر پیشبینی میکند و توقفها کوتاهتر میشوند.
- گسترش دایره واژگان: هرچقدر کلمات بیشتری بدانید و آنها را بیشتر دیده باشید، توقفهای شما کوتاهتر خواهند شد.
- مطالعه متنوع و مداوم: باعث افزایش دانش زبانی شما میشود.
- عبارتخوانی : یعنی خواندن چند کلمه در کنار هم (تا حدود ۳ کلمه). این کار تعداد توقفهایی را که برای هر کلمه انجام میدادید، کاهش میدهد. یعنی ۳ توقف شما تبدیل به یک توقف میشود و این یعنی در طول مطالعه یک کتاب، سرعت شما میتواند تا ۳ برابر افزایش پیدا کند!
- درون خوانی (Subvocalization)
آیا درونخوانی متن (یعنی همان صدایی که هنگام خواندن متن، در ذهن شما نیز پخش میشود) یک عادت بد محسوب میشود؟
برخلاف ادعایی که در بسیاری از منابع مطرح میشود، مبنی بر اینکه باید صدای درونی را حذف کرد، این صدا لزوماً مخرب نیست. اتفاقاً حذف کامل آن میتواند به درک شما از مطلب آسیب بزند.
در مقابل، عادتی به نام زیر لب تکرار کردن وجود دارد که میتوان آن را جزو عادتهای نامناسب مطالعه دانست. بلندخواندن متن یا تکرار کردن زیر لب، تا حدودی ممکن است برای حفظ مطالب به ما کمک کند؛ اما مانعی بر سر راه تندخوانی محسوب میشود.
دلیل آن هم این است که سرعت بیان و صحبت کردن ما از سرعت پردازش مغز پایینتر است. بنابراین، اگر بخواهیم متن را با صدا تکرار کنیم، سرعت پردازش مغز نیز کاهش پیدا میکند تا با سرعت بیان کلمات هماهنگ شود.
اما برگردیم به موضوع درونخوانی. از نظر من، باید تلاش کنیم درونخوانی را مهندسی کنیم. یعنی چه؟ بگذارید اینطور توضیح دهم:
- اول اینکه اصلاً به دنبال حذف کامل آن نباشید.
- دوم اینکه برای کاهش آن، هنگام خواندن متن بیشتر روی معنای جمله تمرکز کنید، نه صرفاً روی تکتک کلمات.
- سوم اینکه درونخوانی در بعضی مواقع میتواند کمککننده باشد. برای مثال، فرض کنید به بخش مهمی از متن رسیدهاید. در اینجا میتوانید آن قسمت را در ذهن خود با صدای بلندتر بخوانید؛ این کار میتواند به یادگیری بهتر شما کمک کند.
پس نتیجه میگیریم، همانطور که در ابتدای این بخش اشاره کردم، درونخوانی لزوماً یک عادت بد نیست.
در آخر که علاقمند به یادگیری تندخوانی اصولی و علمی هستید میتوانید کتاب الکترونیکی من را به رایگان دانلود کرده، مطالعه کنید و تمرینات اش را انجام دهید.